أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

75

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

اين شريان و استخوان پشت و مرى چون به اين مكان برسد ميل كند از آن جانب يمين و از آنجا تجاوز نمىكند بعد از ان مستقل مىشود و متعلق مىگردد باغشيه كه نزديك بود بجاى مجاب تا آنكه مرى جان شريان را تنگ نياورد و چون اين شريان نازله بفقره پنجم برسد غشاى حاجز را حرق كند و از ان بگذرد و منحدر شود بجانب اسفل ممتد بر صلب تا برسد به استخوان عجز و چون بمحاذى صدر رسد همچنين شريان و از ان بگذرد متخلف شود ازو شعبها صغير دقيق و متفرق مىشود در وعاء ريه از اجزاى صدر و بازمىآيد اطراف او بقصبهء ريه و هميشه ازو شعبها جدا مىشود در نزد هر فقره كه از ان مىگذرد تا برسد بميان اضلاع خلف و نخاع و چون برسد به اين موضع بعد از آنكه از ميان سينه بيرون آمده باشد متفرغ مىشود ازو و شريان كه مىآيند بجانب حجاب حاجز و متفرق مىشود در ان يمينه و يسره و بعد از جدا شدن آن دو شريان و گذشتن از ان شريانى ديگر ازو متفرق مىشود بشعبها شعبه از ان مىرود در معده و كبد و طحال و چون از كبد متخلص شود شعبه كه آمده است به او باز ميل كند ازو شعبه بجانب مثانه و در آن متفرق مىگردد و بعد ازين انشعاب شعبهء ديگر ازو منبت مىشود و مىآيد به حد اولى كه در حوالى امعاى دقاق بود و بعد از ان بقولون و بعد از ان منفصل مىشود ازو سه شعبه ديگر اصغر از ديگران و آن مخصوص بگرده مىشود از جانب ايسر و متفرق مىشود در لفافهاى آن و بانچه محيط بود بگردها از تعليقات كرده و افاده حيوت كند در اجسام و دو شعبه ديگر كه متوجه گردها مىشود تا از گردهء جذب مائده خون كند از براى آنكه گرده از كبد و رگها خون غير خالص را جذب مىكند با مائيه تا به خون تغذيه شد و مائيه را بطريق فضله بمثانه دفع كنند بعد از ان هم از ان شريان نازل دو شعبه ديگر منفصل مىشود و مىآيد بجانب انثيين يمينه و يسره پس آنچه مىآيند بجانب ايسر از ان دو شريان مصاحب مىباشد هميشه قطعه را كه مىآيد بجانب كليه يسرى بلكه بسيار وقتى بود كه منشأ شريانى كه بخصيه مىآيد آنچه بخصيهء ايسر مىآيد از گردهء چپ بود و بس و آنچه از شريان بخصيه ايمن مىآيد منشاى آن از شريان اعظم بود و در نادر بسيار وقت بود كه بمصاحبت چيزى از گرده راست آيد برسد به آنجا و بعد از ان از ان شريان كبر شرائين متفرق كردند در جداول عروقى كه در حوالى امعاى مستقيم بود و بعد از ان شعبه چند ديگر متفرق مىشوند از ان شريان و از ثقبهء فقار داخل نخاع مىشوند و متصل مىشوند بنخاع از براى ترويح و باز متصل عروقى از شعب همين شريان بخاصره مىآيند و بعضى ديگر مىآيند بانثيين و از آن جمله زوجى صغير منتهى مىشود بجانب قبل به غير از آنچه مذكور شد و مذكور خواهد شد و اين معنى در زنان و مردان محقق بود و مخالط مىشوند اين شريان را آورده چند از براى مدد در قوام و غذا و بعد از ان شريان كبير وقتى كه باخر فقار برسد منقسم با وردى كه مصاحب او بود و ذكر آن دو قسم خواهد آمد كه آن بهيئت لام يونانى بود بدين صورت و قسمى ديگر ازين شريان بجانب يمين مىرود و قسمى ديگر بجانب يسار مىرود و هر دو از آنها قائم و استوار مىشوند به استخوان عجز و از آنجا ميل مىكنند بجانب رانها و تا رسيدن بر آنها شعبها مىگذارند و باز پيش از رسيدن بر آنها و موضع فخذ جدا مىشود از دو ورك و ميل مىكند بجانب سره و بجانب مثانه و با يكديگر ملاقات مىكنند در نزديك سره و اين عروق را در اجنه ظهور بينى بود و اما درو مستكملين بالعين اطراف آن خوشيده شده و مخفى باشد و در اصل متفرع مىشود از ايشان فروع بسيار و متفرق مىشوند در عضله موضوعه بر استخوان عجز و آنچه ازو مىآيد بجانب مثانه ازو منقسم مىشود در ان و مىآيد به اطراف قضيب و آنچه از اينها كه در اطراف قضيب بود زياده شود بجانب رحم مىآيد از زنان و آن جمله زوجى باشد صغير كه منشعب مىشود بشعوب كثيره و اما آنچه از ان دو رگ نازل مىشود و بجانب رجلين مىآيد آنها منشعب مىشوند در فخذين در هركدام از آنها دو شعبه و عظم بجانب وحشى و انسى و آنچه از جانب وحشى باشد باز ميل بجانب انسى مىكند و ازو شعبها در عضل موضوعه در آنجا متفرق مىشود باز منحدر مىشود و ميل مىكند باز بعضى از آنها بجانب قدام از شعبه كبيره ميان ابهام و ميان سبابه و مستبطن مىشود باقى آنها در اجزاى رجل و نفوذ مىكند در حين امتداد در زير شعبه وريديه كه بعد ازين مذكور خواهد شد پس بعضى ازين عروق شريانى مرتفق آورده نمىشوند همچون آن عروق كه از كبد بجانب سره آمده است در ابدان اجنه و بسقب شريان وريدى و شريان نافذ بفقره خامسه و آنچه صاعد شده است بجانب لبه و آنچه مائل مىشود بجانب ابط متفرق مىشود در ان عضلات و اما شريان سبابان كه ايشان متفرق مىشوند در شبكه و مشيمه و آنچه مىآيد بجانب حجاب و نافذ بود بجانب كتف با شعبه ديگر نافذ مىشود و در آنجا متفرق مىشوند و آنچه مىآيد ازين شريان كه منحدر مىشود از مراق شكم و آن عروقى كه در او